آدرس و شماره تلفن مطب
شریعتی-جنوب پارک شریعتی-کوچه بخشی-پلاک 8 تلفن: 22888226 و 22888227
طرف قرارداد بابيمه
تامين اجتماعي
پيام هفته
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!یکی دیروز و یکی فردا
 
سوالات پزشكي كاربران
  بر اساس كلمه بر اساس كد پيگيري
سوال : با سلام. ممنون که وقت میذارید و جواب منو میدید من مردی 40 ساله و دارای همسر و یک فرزند هستم 10 سال پیش ازدواج کردم متاسفانه حدود 2 سال پیش بزرگترین اشتباه زندگیمو انجام دادم و به همسرم خیانت کردم که همسرم متوجه موضوع شد . علیرغم اینکه ایشان به زندگی با من ادامه دادند استرس و ناراحتی اون دوران از من مردی عصبی و زودرنج و گوشه گیر ساخته است و دائم تصور میکنم همسرم از من بهانه گیری میکند . کمکم کنید که چگونه به زندگی عادی بازگردم
پاسخ : حال که متوجه اشتباه خود شده اید بهتر است بیش از پیش به همسرتان نزدیک شوید . از خواسته های او آگاه گردید. احساس خود را با او درمیان بگذارید.به هر حال متوجه بحرانی که در زندگیتان به وجود آمده هستم . هر دوی شما نیاز به کمک دارید تا به زندگی عادی خود برگردید.  [ 1389-10-20 00:00:00 ]
سوال : با سلام مردی هستم 26 ساله که به تازگی ازدواج کردم اختلاف سنی با همسرم 3 سال می باشد در ابتدا هر دی ما بهشدت ول خرجی می کردیمو اصلا" برایم مهم نبود اما هم اکنونکهمدت 4 ماه است مستقل شده ایم احساس می کنم کم کم احتیاج داریم به فکر خرید دیگر مایحتاج زندگی که نیاز به پس انداز و صرفه جویی دارد باشیم اما همسرم هنوز مثل قبل فقط به فکر همان گونه خرج کردن میباشد و اگر با خواسته اش مخالفت شود به صورت خیلی بچه گانه ای ناراحت می شود لطفا" مرا راهنمایی کنید با این مسئله چگونه برخورد کنم. واقعا" بعضی از خرید های او غیر ضروری است مثلا"با داشتن انواع لباس باز با هر مهمانی باید لباس بخرد . خانواده ام از من در خواست برخورد قاطع با ایشان شده اند
پاسخ : با همسرتان منطقی صحبت کنید. بگویید که دوست دارید برای او بهترینها را مهیا کنید اما شرایط خود را نیز برای او توضیح دهید .اهداف بلند مدتی که برای زندگی مشترک دارید را با هم مرور کنید.از او برای مدیریت امور دخل و خرج کمک بخواهید.در تصمیم گیریها از نظرات او استفاده کنید.تدبیری بیندیشید که ایشان احساس مشارکت و مسئولیت بیشتری بکنند.دخالت خانواده شما فقط موجب بدتر شدن وضعیت خواهد شد.  [ 1389-10-20 00:00:00 ]
سوال : با سلام وخسته نباشید خانم دکتر یه سوال فوری و اورزانسی ازتون دارم لطفا بفرمایید آیا مصرف همزمان قرص LD با داروهای ضد افسردگی تداخلی ایجاد میکنه؟ من داروی فلووکسامین 50 روزی یک عدد - آمی تریپتیلین 25 روزی یه دونه وکلونازپام یک چهارم صبح ویک چهارم شب استفاده میکنم من انشاالله یه سفر زیارتی میخوام برم براهمین بهم گفتن قرص LD رو باید دوهفته قبل سفر شروع کنم اما میخوام بدونم با داروهای افسردگی که گفتم تداخلی ایجاد میکنه ال دی یا خیر؟ ممنون میشم راهنمایی کنین
پاسخ : این داروها ممکن است در متابولیسم یکدیگر تداخل کرده و موجب کاهش یا افزایش اثر دیگری گردند ولی تداخل دیگری ندارند.با مقادیری که شما ذکر کردید این تداخل هیچ مشکلی ایجاد نمی کند.داروها را همانطور که گفته شده ادامه دهید.  [ 1389-10-18 00:00:00 ]
سوال : salam.pesari 30 sale hastam ke darde shadid beyze daram va doktor oroloji gofte ke moshkeli nadaram. aya mitune moshkele asabi bashe. age male asabe ye dr. khoob to esfahan behem moarefi konid. mamnunam
پاسخ : باید بررسی شود . از سایت پزشک آن لاین میتوانید روانپزشکان در اصفهان را جستجو کنید.  [ 1389-10-18 00:00:00 ]
سوال : با سلام من برادري دارم كه 2-3سال از من كوجكتره ولي چند ساليه كه بدليل مسايلي كه براش پيش اومده و در درس وكار شكست خورده مرتبا به من وخواهرام گير ميده (ما مجرديم ) با كراي ما دايما مخالفت ميكنه حتي كارايي كه پدر و مادرم موافقن"پدرم از جر وبحث خوشش نمياد و وقتي ما به پدرم اعتراض ميكنيم ميگه نميتونم كه تو اين سن و سال باهاش دعوا كنمخلاصه من موندم با اين سد راه زندگيم كه هميشه لحظات شيرينمونو تلخ ميكنه چيكار كنم؟چون جزيي از خونوادست من ناخواسته در هر كاري باهاش در گير ميشم ومخالفتاي اون انرژي زيادي از من ميگيره لطفا منو راهنمايي كنين چيكار كنم؟
پاسخ : متاسفانه این که برادر در امور خواهر خود دیکتاتور گونه دخالت کند در برخی خانواده ها مشاهده می شود که ناشی از فرهنگ مرد سالاری ماست . در حالی که بهتر این است خواهر و برادر بتوانند کمک همدیگر باشند از نظرات و تجربیات هم استفاده کنند ولی در نهایت انتخاب و مسئولیت کارهای هر کس به عهده خودش است .بنابرین با آرامش با وی صحبت کنید و دلایل خود را برای او توضیح دهید و اگر او هم درد دلی داشت به او گوش دهید تا بتوانید در فضایی دوستانه و آرام زندگی کنید.  [ 1389-10-18 00:00:00 ]
سوال : با سلام من زنی 30 ساله هستم که حدود 2 سال است که ازدواج کردم و دانشجوی سال آخر دکتری تخصصی هستم اما هنوز دفاع نکردم. بیشتر پزشکان زنان معتقدند که اولین بچه باید قبل از 30 سالگی به دنیا بیاید و من در مرز 30 سالگی هستم. من اصولا" همه چیز رابا برنامه و مشورت زیاد انجام می دهم در حال حاضر فکر می کنم که باید باردار شوم اما از این می ترسم که مشکلاتم زیاد شود و نتوانم به جایی که دوست دارم از لحاظ شغلی و تحصیلی برسم برسم. از طرفی زمان باردار شدن می گذرد و من به مرز بارداری پر خطر نزدیک می شوم و از طرفی مشغله فکری و کاری من در حال افزایش است. نمی دانم چه تصمیمی بگیرم باردار شوم یا خیر؟
پاسخ : این که قبل از بارداری, شما و همسرتان آمادگی لازم را باید داشته باشید شکی نیست. ولی به نظر میرسد این اضطراب و نگرانی شما ناشی از شخصیت وسواسی و کمال گرای شما باشد.مشاوره حضوری با روانشناس یا روانپزشک را توصیه می کنم.  [ 1389-10-18 00:00:00 ]
سوال : با سلام خانم دكتر من يه دختر 18 ساله هستم كه از بچگي از سوسك وحشت داشتم ... همين ترس من باعث ميشد تا پدرم براي اينكه ترس من بريزه سوسك رو بگيره و دنبالم كنه ... از كودكي تا حالا اين ترس با من همراهه ... و بيشتر شب ها بدون اينكه حتي ذره اي به فكرش باشم ... خواب ميبينم كسي ... بيشتر اوقات پدرم در خواب جانوراني رو بيشتر سوسك مي گيرن دنبالم مي كنن و در آخر به سمت من ميارن و به جونم ميدازن كه باعث ميشه من از ترس از خواب بپرم ... استرس شديدي به من القا مي كنه ... بايد چي كار كنم ؟ اين خواب ها به شدت عذابم ميده
پاسخ : این ترس و فوبیا از سوسک قابل درمان است .بهتر است پیگیر درمان تخصصی باشید.تا کسی شما را با سوسک دنبال نکند چه در خواب چه در بیداری.این محض شوخی بود.اما حتما به یک روانپزشک مراجعه کنید تا به تدریج مشکلتان برطرف گردد.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : باسلام خانم دكتر كمكم كنيد..كمكم كنيد...من23سالمه و تقريبا2ماه است كه به هيچ عنوان نميتوانم تنها باشم چرا كه ميترسم واحساس ميكنم ميخواهند مرا بكشند و اطرافم حيوانات وحشي ميبينم. بطوري كه چند دكتر اعصاب رفتم ولي نتيجه نديدم و بكلي زندگي روزمره ام دچار اختلال شده است. قبلا نيز داروي اعصاب بخاطر وسواسي مصرف ميكردم كه حدود4ماه است ترك كرده ام.با تشكر
پاسخ : شما نیاز به دارودرمانی دارید پیگیر درمانتان باشید.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : با سلام خانمي47ساله(وزن63وقد1/58)مدتيست دچار اختلال خواب شده ام البته راحت به خواب مي روم اما حدود ساعت 3يا 4 كه بيدار شوم ديگر خواب يكنواخت وراحتي ندارم(نگراني خاصي ندارم واين وضعيت درروزهاي نزديك عادت ماهانه بيشتر است) لطفا به سوالات زير پاسخ دهيد : 1.خواب 5ساعت درشب براي من كافي است؟ 2.خوردن قرص را توصيه مي كنيد؟ 3.افسردگي بيولوژيكي يا شيميايي با آزمايش خون قابل تشخيص است ؟ نتايج آزمايش خون :w.b.c 4200 2.3 LH 4.3 FSH
پاسخ : نیاز به خواب در افراد مختلف متفاوت است .به طور معمول 5 تا 8 ساعت خواب شبانه برای اینکه فرد کارکرد باکفایتی داشته باشد لازم است.مهم این است که پس از خواب احساس عدم نیرو نداشته باشید.اختلال خواب نیاز به بررسی دارد .بعد از آن اگر لازم باشد دارو تجویز میشود.مصرف خودسرانه دارو برای خواب را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم.اما افسردگی با مصاحبه و معاینه تشخیص داه میشود . هیچ آزمایش اختصاصی برای آن وجود ندارد.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : سلام
پاسخ : سلام  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : باعرض سلام و خسته نباشید بنده پسر 17 ساله ای هستم که دچار بیماری اضطراب یا فوبیای اجتماعی هستم.بطوریکه اصلا نمی توانم حتی از خانه هم خارج شوم . و و قتی وارد جمعی می شوم و یا حتی با دوستم صحبت می کنم بندنم دچار لرزش شده، زبونم به لکنت افتاده و گیج شوم. بطوریکه بیش از 10 دقیقه نمی توانم با کسی ملاقات کنم. و اگر هم بیش از ده دقیقه با کسی صحبت کنم آن علایم در من ایجاد شده و دچار سردرد شدیدی می شوم. چند وقت پیش به پزشک اعصاب و روان مراجعه کردم و ایشان قرص های آلپرازولام ، فلوکستین ، پراپرانول را برایم تجویز کردند و حدود 40 روز است که انها را بطور مرتب مصرف می کنم.که البته تا حد کمی ترسم را کاهش داده اند. ولی بسیاری از علایم فیزیکی بدنم همچنان باقی است و فرق خاصی نکرده است. تورو خدا کمک کنید که چطور می توانم از دست این بیماری عذاب آور خلاص بشم . آیا تنها مصرف قرص کافی است یا باید به روان شناس نیز مراجعه کنم ؟ خواهش می کنم کمی مفصل توضیح دهید. باتشکر فراوان
پاسخ : این که در همین مدت تاثیر مختصری روی ترس واضطراب شما داشته نشانه خوبیست . درمانتان را ادامه دهید و آن را کامل کنید.معمولا درمانهای غیر دارویی نیز در کنار دارو برای این اختلال توصیه میشود . اگر درمانگرتان در این زمینه کار نمیکند بهتر است از یک روانشناس بالینی نیز کمک بگیرید.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : باسلام وخسته نباشيد خانم دكتر درمان استرس واضطرابي كه به هيچ دارويي جواب نمي دهدچي مي باشد آيا بابيوفيدبك ياالكتروشك يا طب سوزني ميشه جواب گرفت خواهشمند است راهنمايي وپزشك خوب صرفا درشهرستانهاي با اولويت اروميه-تبريز-زنجان بادارا بودن دستگاههاي فوق الذكرمعرفي فرماييد ضمنا چند جلسه نياز ميباشد درصورت امكان جواب به ايميلم جهت دريافت سريع جواب ارسال فرماييد باتشكر
پاسخ : معمولا درمان اضطراب غیر ازدارو با روشهای شناختی رفتاری صورت میگیرد.و این دستگاههای ذکر شده در اولویت نمیباشند. در زنجان دکتر ممتازی (روانپزشک) و خانم کرمی (روانشناس)را میتوانم معرفی کنم . اما این که دستگاهها را داشته باشند اطلاعی ندارم.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : باسلام وخسته نباشيد اينجانب استرس واضطراب شديد دارم كه بعضا به هراس هاي اجتماعي منجر ميگردد وهيچ دارويي تاثير ندارد وميتوانم بگم از همه داروها استفاده كردم ونتيجه اي نگرفتم واخيرا به خاطر استرس دچار فشار خون وديابت وچاقي وسستي بدن گرديم وبه نظر زنتيكي ميباشد وازبچه گي دچار ميباشم ولي به خاطر عدم عوارض جسمي جدي نگرفتم والان در نظر دارم از شوك الكتريكي ويا بيوفيدبك ويا طب سوزني استفاده نماييم لطفا راهنمايي فرماييد كدام بهتر است وآدرس مطب ها درصورت امكان به ايميلم جواب ارسال فرماييد ضمنا طوري شده كه در جمع نمي توانم صحبت كنم ودر كنفرانسها ميمانمmine.rezaei@yahoo.com
پاسخ : پاسخ داده شد.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : باسلام وخسته نباشيد اينجانب استرس واضطراب شديد دارم كه بعضا به هراس هاي اجتماعي منجر ميگردد وهيچ دارويي تاثير ندارد وميتوانم بگم از همه داروها استفاده كردم ونتيجه اي نگرفتم واخيرا به خاطر استرس دچار فشار خون وديابت وچاقي وسستي بدن گرديم وبه نظر زنتيكي ميباشد وازبچه گي دچار ميباشم ولي به خاطر عدم عوارض جسمي جدي نگرفتم والان در نظر دارم از شوك الكتريكي ويا بيوفيدبك ويا طب سوزني ويا هيپنوتيزم كه اصلا هيپنوتيزم نميشم استفاده نماييم آيا ميتوانم حضورا ويزيت شوم لطفا راهنمايي فرماييد كدام بهتر است وآدرس مطب ها براي درمان ؟ درصورت امكان به ايميلم جواب ارسال فرماييد ضمنا طوري شده كه در جمع نمي توانم صحبت كنم ودر كنفرانسها ميمانمmine.rezaei@yahoo.com
پاسخ : آدرس مطب در سایت من موجود است.میتوانید یادداشت کنید.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : سلام ، 19 سال دارم. گاها نسبت به آینده خیلی بد بین می شوم ، علاقه ای به شناخت آدم های جدید ندارم. قبل از شروع هر کار ، از انجامش می ترسم ، برای همین چند ساعتی در راستای شروع تلف می شود. بلد هم نیستم امتحان بدهم ، گویی هر چه که خوانده ام ، نشت می کند ، نمی دانم... پروپرانولول گاها می خورم، اما الان انگار بدنم مقاوم شده ، تاثیر زیادی ندارد. ممنون از راه نماییتان.
پاسخ : اضطراب شما نیاز به درمانهای دارویی و غیر دارویی دارد.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : سلام آقاي دكتر من ا.ب از بندر مزاحمتون ميشم راستش من يه مشكل داشتم و اون اينه كه من خيلي وسواس شدم يعني يه چيز رو چندبار سوال و چك مي كنم بيشتر توي بحث كاغذودست شستن.و خيلي چيز هاي ديگه راستش من سيتالوپرام 20 2ميلي ودونرين 10 ئيلي مدت 7 ماهه كه استفاده مي كنم آقاي دكتر از شما يك دارو برام پيشنهاد كننين تا از اين وسواسي بيام بيرون منو كلافه كرده راستش دسترسي به يك متخصص هم ندارم سوال بعديم:برادرم اختلال شخصيت مرزي داره و الان حالش خوب شده و دارو مصرف مي كنه و داره براي كنكور مي خونه بره دانشگاه خيلي علاقه داره راستش مي تونيم اجازه بديم بره دانشگاه؟؟؟آخه الان ديگه حالش خوب شده 1 ساله دارو مصرف ميكنه مي تونيم اجازه بديم بره دانشگاه؟
پاسخ : وسواس نیاز به درمان طولانی مدت دارد که تحت نظر روانپزشک انجام میشود.برادرتان هم میتواند وارد دانشگاه شود.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : سلام خانم دکتر، من امروز با سرچ در مورد دارویی که برای افسردگیم مصرف می کنم به وب سایت شما رسیدم. اگر اشکال نداشته باشه می خواستم چند تا سوال ازتون داشته باشم. راستش من چند تا مشکل دارم مثل عدم اعتماد به نفس و خود کم بینی شدید و ... خودم کاملا به ضعف های شخصیتیم واقفم و کتابای زیادی در این مورد خوندم. اما بزرگ ترین ترس من که باعث می شه نتونم به راهکارهای گفته شده عمل کنم و نتیجه بگیرم ترس از اینه که چیزی یادم نمی مونه. خیلی وقته که این رو به خودم تلقین کردم و الان هم اینطوریه که چیز خیلی زیادی از گذشته یادم نمی یاد و وقتی کتاب می خونم بعد از یه مدت همه چی یادم می ره. پیش روانپزشک هم رفتم. اون هم همون مشکلاتی که خودم می دونم رو بهم گفت و گفت که با فکرت بازی می کنی و این فقط فکر توئه و قابل تغییره. می خواستم ببینم واقعا همینطوره؟ یعنی اگر من تلاش کنم می تونم حافظه ی واقعا خوبی داشته باشم؟ چون من تصویر ایده آلی که از خودم دارم که زن فوق العاده موفقه که با این وضعیت احساس می کنم نمی تونم بهش برسم و همین من رو افسرده کرده. یه سوال دیگه هم در مورد داروهایی که دکتر اعصاب و روان بهم داده داشتم. من روزی یک عدد پرفنازین2 و یک عدد Asentra 50 می خورم. امروز روز پنجمی هست که دارم مصرف می کنم و می دونم طول درمان بین 3 تا 6 ماه هست. اما علائمی داشتم که من رو ترسیده کرده و چون به دکترم الان دسترسی ندارم خواستم از شما بپرسم. من چند روزه که تپش قلب و خشکی دهان پیدا کردم و همینطور خوابم کم شده و اشتهام خیلی کمتر از گذشته شده. البته با هیچ کدوم از اینها مشکل ندارم و اگر با ادامه ی دارو مشکلات روحیم برطرف بشه با کمال میل مصرف می کنم. می خواستم ببینم طبیعیه و مشکلی نیست؟ یه چیز دیگه هم هست اینه که من در شرف ازدواج هستم و احتمالا بین 4 تا 8 ماه دیگه ازدواج می کنم& این داروها روی میل جنسی من هم اثر می ذاره؟ نمی خوام از این بابت مشکلی پیدا کنم. ممنون می شم لطف کنین جواب سوالاتم رو بدین.
پاسخ : به نظر میرسد خصوصیاتی از شخصیت وسواسی را دارید که منجر به نگرانی ,افسردگی و کاهش تمرکز شده و در نتیجه احساس میکنید حافظه تان کم شده .پس با درمان این موارد قاعدتا حافظه شما بهتر خواهد شد.مواردی را که ذکر کردید میتواند از عوارض دارو باشد که به تدریج کمتر میشود و جای نگرانی نیست.این داروها ممکن است روی میل جنسی تاثیر بگذارد ولی این تاثیر فقط در حین مصرف است و با قطع دارو به روال عادی خود بر میگردد.با توجه به اینکه هنوز تا زمان ازدواجتان باقیست بدون نگرانی درمانتان را ادامه دهید.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : سلام ببخشید من سوالم رو فرستاده بودم اما جوابی نگرفتم، کد پیگیری رو هم که می زنم چیزی نمی یاد. مشکل از کجاست؟
پاسخ : مشکل از اینجاست که سوالات به نوبت پاسخ داده میشود.الان میتوانید جواب سوالتان را پیدا کنید.  [ 1389-10-14 00:00:00 ]
سوال : سلام خانم دكتر خسته نباشيد لطفا من رو راهنمايي كنيد ديگه خسته شدم من خانمي هستم يزد سكونت دارم مدت 5 ساله كه ازدواج كردم و ولي خانواده شوهرم اصلا به من توجهي ندارند و اين موضوع تا جايي رسيده كه به من حتي سلام نمي كنند و شوهرم هم بارها اين حركات رو ديده ولي مي گويد من قبول دارم اما چون ماردمه هر كاري هم كه بكنه من چيزي نميگم و مدام به من ميگه بريم خونه مامانماينا من هم به دليل اين موضوع اصلا دوست ندارم ولي با اجبار هم كه هست من رو مي بره باور كنيد من خيلي از اول با اون ها خوب بودم ولي اونا از اول به من پشت مي كردند در حالي كه خود مادر شوهرم من رو براي پسرش پيدا كرده است.نمي دونم چيكار كنم شوهرم با خانواده خودم زياد رفت و آمد ندارد در حالي كه مادر من خيلي به او احترام ميذاره ولي من رو مجبور مي كنه به جايي برم كه خودش هم مي دونه من رو همش تحقير مي كنن وقتي هم بهش ميگم ميگه تو حساسي و حتي خودم رو بزنم براش مهم نيست ميگهاول مادرم.تو گذشت داشته باش.آخه من چيكار كنم دارد ديوانه ميشم.همش به من كنايه ميزنند و بد با من حرف ميزنند خودم ميگم شايد چون پدر ندارم به خودشون اين اجازه رو ميدن يا علتش هم اين است كه شوهرم اصلا چيزيي بهشون نميگه اونها هم سواستفاده مي كنن حالا بايد چيكار كنم من زندگيم رو دوست دارم شوهرم رو دوست دارم ولي واقعا خانوادش نمذارن ما زندگي كنيم.چيكار كنم كه شوهرم به من هم اهميت بده و طرف حق رو بگير.تو رو خدا راهناييم كنيد و كامل توضيح دهيد مشكل من خيلي حاده.خواهشا در 7 يا 8 خط كامل توضيح دهيد.آخه من نميتونم برم پيش مشاور چون شوهرم نمياد و نميذاره من هم برم همه اميدم جواب شماست ممنون از شما
پاسخ : همسرتان را در شرایطی قرار ندهید که مجبور به وساطت و یا قضاوت باشد.این کار نه تنها مشکل شما را حل نمی کند بلکه رابطه شما را نیز مخدوش می کند.اگر مشکلی با کسی دارید مثلا با مادر شوهرتان , بهتر است مساله را با خود ایشان مطرح کنید.البته قبل ازآن موضوع را با خود حلاجی کنید . ببینید انتظارات شما واقع بینانه بوده ؟ برداشت شما ازرفتار آنها درست بوده ؟رفتاری از شما سر زده که منجر به کدورت شده ؟سپس دلخوری خود را و خواسته خود را محترمانه مطرح کنید . شاید با همین صحبتها سوِءتفاهم احتمالی برطرف گردد.ضمنا با این کار قاطعیت خود را نشان میدهید در عین حال که آنها متوجه میشوند شما خواستار ایجاد ارتباط خوب با آنها هستید.  [ 1389-10-13 00:00:00 ]
سوال : با بیماری بای پلار حدود 15 سال تحت درمان هستم ولی سردردوخواب ناشی از مصرف لیتیوم با اینکه نرمال است مرا راضی نمی کند وفکر مثبت برای پیشرفت مثل تحصیل واستفاده از فرصتهاکه قادر به انجام آنها نیستم آزارم می دهد .دوست دارم بهتر باشم. آیا راهی دارد با توجه به این دو قطبی بودن؟ چطور به خودم کمک کنم؟
پاسخ : تحت نظر روانپزشک درمانتان را ادمه دهید.این بیماری مانع خیلی ازپیشرفتها نمی شود .شما هم میتوانید از فرصتها استفاده کنیدو بهتر باشید, شاید نیاز به تلاش بیشتری نسبت به بقیه داشته باشید.به هر حال در مورد موانع و مشکلات با درمانگر خود مشورت کنید.  [ 1389-10-13 00:00:00 ]
سوال : با سلام و تشکر فراوان از زحمات شما. خواهرم متولد 67 است و در رشته ی موسقی (پیانو) در دانشگاه تحصیل می کند. تاحدودی مهر طلب است و معیارهایش برای ازدواج رابطه ی دوستانه و درک موقعیت و رشته اش است و گاهی زود تصمیمش را عوض کرده و مجذوب شخصی میشود که به او محبت کند. الان پسری از اقوام به خاستگاری او آمده که میگوید خواهرم را دوست دارد. او 9 سال از خواهرم بزرگتر است و سوادش زیر دیپلم اما وضع مالی خوبی دارد. ضمنا خواهرم میگوید از شکلش اصلا خوشم نمی آید اما اگر با هم صحبت کنیم شاید بتوانم از او خوشم بیاید. میگوید اگر پولش را کنار گذاریم دیگر چیزی که مرا مجذوب نماید فعلا در او نمی بینم ضمنا خواهرم قبلا به پسری از غیر از اقوام علاقه مند بود اما به خاطر تفاوت فکری با او و تفاوت فرهنگی و مذهبی با خانواده از او صرف نظر گرده و میگوید دیگر در زندگی من نیست. در عین حال احساس میشود از پسر عمه ام بدش نمی آید و اوهم خواهرم را دوست دارد اما 4 ماه باهم تفاوت سنی دارد و خواهرم فکر میکند شاید ازدواج برای پسر عمه ام کمی زود باشد. با این وضعیت چه راهنمایی میفرمایید؟ باز هم از شما متشکرم
پاسخ : احساس خوب و علاقه در کنار سایر معیارها که در مطلب ملاکهای انتخاب همسر به آن اشاره کرده ام شرط لازم برای ازدواج مناسب است .به نظر میرسد موردی را که به دلیل تفاوتهای فکری و فرهنگی کنار گذا شته اند کار درست و منطقی بوده . در مورد سن هم نکته ای که باید مد نظر داشت این است که شخص به بلوغ کافی جسمی روانی و اجتماعی رسیده باشد.که در بعضی افراد زودتر و در برخی دیرتر این اتفاق می افتد.  [ 1389-10-13 00:00:00 ]
سوال : سلام خسته نباشيد اين سوالي كه مي خوام بگم سوال يكي از دوستانم است و من مطرح مي كنم ايشان مشكل بزرگي با دختر 6 ساله اش دارد و آنهم اين است كه هر وقت بيرون مي روند مدام دخترش به او مي گويد برام اين و بخر اونو بخر نمي دونه جه جوري براش توضيح بده كه انقدر نبايد خرج كرد.بارها به او گفته كه پولهاي ما محدوود است اسراف نبايد بكنيم ولي فايده نداشته .دخترش مدام دوست دارد خرج كند و خودتونم كه مي دونيد الكي مي خواد چيزاي غير ضروري بخره.مامانش هميشه بهترين لباس ها واسباب بازي ها و... رو به انتخاب خود بچه براش مي خره ولي فايده نداره لطفا راهنماييي كنيد كه با چنين بچه اي چطور ميشود حرف زد و انقدر هم باهوش است كه نمي شود گولش زد و منطقي همه اين هارو مي دونه ولي قبول نمي كنه.از زمان بچگيش هم مادرش باهاش خيلي مودب و منطقي برخورد ميكرده ولي اين دختر فوقالعاده باهوش است و تربيتش فوقالعاده سخت.باتشكر
پاسخ : بعد از توضیح باید عمل کرد یعنی شما به کودک توضیح داده اید به این دلیل نمی شود این را خرید.پس نخرید.قرار نیست با اصرار یا گریه او شما نظرتان را عوض کنید.  [ 1389-10-13 00:00:00 ]
سوال : ba salam mikhastam raje be entekhabe hamsar soal konam moddatie ke poshte ham vasam khastegar mian ba moghiataie ejtemaeie khub amma khob az zagereshun khosham nemiumad jadidan do khastegar ba ham pishnahaddadan ke yekishun az man yeksal bozorgtare va az tarighe khanevadash poshtibanie mali mishe va khastegare dige az man 3 sal bozorgtare va mostaghele khodam afrdae mostaghelo mipasandam amma chehreie avvali behtare be nazaretun chehre cheghdar moasere va inke momkene alagham bishtar beshe dar aiandeh? mamnun az rahnamaeeitun
پاسخ : مهم اينه كه احساس علاقه و جذابيت وجود داشته باشد.ممكن است شخصي چهره زيبايي نداشته باشد اما شما به او احساس خوبي داشته باشيد. بنابراين چهره به تنهايي ملاك نيست و به مرور عادي ميشود.اما منتظر اين كه در آينده علاقه و جذابيت به وجود بيايد نباشيد.زماني را براي آشنايي بيشتر اختصاص دهيد.ضمنا فرد بهتر است وقتي براي ازدواج اقدام نمايد كه مستقل باشد.  [ 1389-10-12 00:00:00 ]
سوال : ضمن عرض سلام وادب خدمت دكتر عزيز مدتي است كه بنده به شدت كم حافظه شده ام ولكنت زبان گرفته ام وقتي كه مي خواهم صحبت كنم كلمات از ذهنم مي روند و در حرفهايم مي مانم . تمركز هواسم به صفر رسيده وقتي نماز مي خوانم نمي دانم چند ركعت خواندم . وقتي مطالعه مي كنم هيچ نتيجه ايي نمي گيرم واين كار سبب شده تا دلسرد از مطالعه شوم اگر هم احيانا" ياد بگيرم زود فراموش مي كنم . به شدت زود عصباني مي شوم به گونه ايي كه احساس مي كنم كه خونم از پايم به سرعت به بالا مي آيد و مرا حمله ور مي نمايد . شايد دچار خودخواهي شده ام و دوست ندارم در جايي كه نشسته ام همه اظهار نظر نمايند از همه خود را بالا تر مي دانم ولي اكنون ديگر صحبت كردن را هم فراموش كردم . با خانواده نمي توانم محبت كنم و هر كار مي كنم نمي شود راهنمايي بفرماييد لطفا"
پاسخ : علائمي از افسردگي و اضطراب در شما ميبينم . بهتر است جهت بررسي بيشتر مراجعه كنيد.  [ 1389-10-12 00:00:00 ]
سوال : با سلام.مردی 37 ساله متاهل،شاغل و دارای فرزند هستم .حدود 2 سال استکه تقریبا در هر ساعتی که به خواب بروم خوابهای پریشان و خسته کننده می بینم.خوابهایی که شاید نیمه از انها هیچ ارتباطی با افکار روزانه و دغدغه های احتمالی من ندارند.زندگی ام همانند بساری از مردم است و مشکل حادی ندارم. لطفا مرا راهنمایی کنید
پاسخ : برخي در تمام طول عمر دچار كابوس هاي مكرر هستند برخي نيز بيشتر در مواقع استرس و بيماري دچار كابوس ميشوند.اگر مشكل زمينه اي ديگري در شما وجود ندارد درمان خاصي لازم نيست وبهتر است از تكنيكهاي ريلكسيشن و مديتيشن جهت خوابي آرام بهره بگيريد. اگر احساس ميكنيد مشكل بيش از اينهاست بهتر است جهت بررسي مراجعه كنيد.  [ 1389-10-11 00:00:00 ]
  انتخاب صفحه


جهت ارسال سوال میبایست عضو پورتال باشید . برای عضویت‏ اینجا ‏را کلیک کنید ‏.‏

نام كاربري :
كلمه عبور :
سوال :

 
صفحه اصلي
سوالات پزشکی كاربران
پيام هاي كاربران
گالري عكس
سخنان بزرگان
پيام هفته
رزومه(CV)
English Articles
نکات جالب و خواندنی
نوشته هاي كاربران
آزمونهای شخصیت
مطالب و مقالات
فرم نظر سنجي سايت
جستجوی مطالب
 
 
 
Isfahan University of Medical sciences