آدرس و شماره تلفن جدید مطب
شریعتی-جنوب پارک شریعتی-کوچه بخشی-پلاک 8 تلفن: 22888226 و 22888227
طرف قرارداد بابيمه
تامين اجتماعي
پيام هفته
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!یکی دیروز و یکی فردا
 
سوالات پزشكي كاربران
  بر اساس كلمه بر اساس كد پيگيري
سوال : سلام خانم دکتر.مردی هستم 28ساله ومجردو کارمندتعزیرات .عارضم که بنده هر روز پرخاشگرتروعصبی ترمیشوم.به طوری که طاقت کوچکترین انتقاد را هم ندارم.براحتی از کوره در میرم و با دوستانم سر مسائل پیش پا افتاده بحث میکنم و موضوع را بیش از حد کش میدهم.خیلی راحت با دوستان قدیمیم سر یه بحث قهر میکنم به طوریکه همه تعجب میکنن.چند تا از دوستانم میگن اخلاقتو عوض کن اصلا انعطاف پذیر نیستی و خیلی زود عصبانی میشی و هیچ زنی با یه چنین مردی نمیتونه زندگی کنه.خودم کاملا واقفم که اخلاقم خیلی تنده و بعضا غیر قابل تحمل،اما نمیتونم خودمو کنترل کنم و برام خیلی سخته اخلاقمو عوض کنم.از شما تقاضای کمک دارم.با تشکر
پاسخ : افسردگی و بسیاری از مشکلات دیگر میتواند منجر به پرخاشگری شود. بهتر است ابتذا توسط روانپزشک ارزیابی شوید و پس از آن از درمانهای لازم که میتواند دارویی و یا غیر دارویی باشد استفاده کنید. در غیر اینصورت از کارگاههای کنترل خشم و یا کتابهایی که در این زمینه موجود است استفاده کنید.  [ 1392-02-05 12:46:09 ]
سوال : سلام و عرض احترام من 22 سالمه و به گفته دکتران متخصص دچار تنگی شریان قلب هستم و بیشتر اوقات دچار تنگی نفس و درد در قفسه سینه میشوم به طوری که درد به دست چپم هم میزند مشکل از چیست ؟ با تشکر فراوان
پاسخ : اتنگی نفس و درد قفسه سینه میتواند از علائم اضطرابی هم باشد. اما با توجه به سابقه ای که دادید اگر مشکل قلبی دارید بهتر است از متخصص قلب کمک بگیرید. به یاد داشته باشید که استرس و اضطراب میتواند علائم شما را تشدید کند. از تکنیکهای ریلکسیشن و مدیتیشن جهت آرامش خود استفاده کنید.  [ 1392-02-05 12:34:21 ]
سوال : سلام خسته نباشید.خانم دکتر من با دختری آشنا شدم که خیلی از ویژگی های خوب و مهم رو برای ازدواج داره در واقع مشکلی باهاش ندارم و دختر خیلی خوبیه اما فقط یه مسئله میمونه اونم اینکه ایشون دو سال از من بزرگتر هستند البته من خودم با این اختلاف سنی مشکلی ندارم چون واقعا ویژگی های خوب و اون ملاک هایی که برای من مهم هست رو داره .. حالا خواستم از شما هم راهنمایی بگیرم ممنون میشم کمکم کنید..مرسی
پاسخ : معمولا فاصله سني حدود 4 سال كه پسر از دختر بزرگتر باشد توصيه ميشود كه آن هم بيشتر به علت تفاوت سن بلوغ است. ولي اگر در بقيه معيارهاي مهم مشكلي وجود ندارد و از هر نظر مناسب است به نظر من اين فاصله سني قابل اغماض است. به خصوص اگر از نظر خصوصيت شخصيتي ايشان كنترل كننده نباشند و رابطه شما تبديل به رابطه والد كودك نشود.  [ 1392-02-03 11:58:39 ]
سوال : سلام پسری هستم 18 ساله سر کوچکترین مسائل به شدت عصبی میشم طوری که دیگه هیچ اختیاری از خودم ندارم دستام به شدت میلرزه پایین پاهام پشته ساق پاهام به شدت به لرزه در میاد ولی خیلی زود اروم میشم چیکار کنم؟تو رو خدا راهنماییم کنید
پاسخ : اين اندازه عصبانيت و ناتواني در كنترل آن نياز به بررسي و درمان دارد . بهتر است به روانپزشك مراجعه كنيد تا بعد از بررسي درمان لازم شروع شود.استفاده از تكنيكهاي ريلكسيشن و كنترل خشم هم مفيد است.  [ 1392-02-03 11:51:11 ]
سوال : سلام وخسته نباشید...سوالم این بود که برادرم 30 سال سن دارد ومشکلی که دارد ترس از بیرون دارد و به حدی ایست حتی توی این سن 30 سالگی نمی تواند بیرون برود وهمراه با استرس شدید است و سرش به شدت گیج میرود و حتی خودش میگه سرم داره میلرزه و مشکل دیگه که داره این است که هر حرفی را نمی توتن بهش زد وخیلی زود رنج است و می بینیم که سه چهار روز تو خودش فرو میره ....اگه میشه ما را راهنمایی بفرمایید ...وبگویید به چه دکتری مراجعه کنیم منظورم نوع روانشناس...من از مشهد مزاحم میشوم.....
پاسخ : ابتدا به روانپزشك مراجعه كنيد در صورت نياز شما را به روانشناس هم ارجاع مي دهند.  [ 1392-02-03 11:46:18 ]
سوال : سلام خانم دکتر وسواس دارم چیکا کنم کمک کنید لطفا
پاسخ : وسواس اختلالي است كه نياز به درمان دارد. درمانهاي دارويي و غير دارويي براي آن وجود دارد.  [ 1392-02-03 11:42:52 ]
سوال : با سلام.من همشهری شما هستم.پسر 20 ساله هستم.دایی من سابقه افسردگی شدید داشت.من مدتی هست به شدت علایم افسردگی رو در خودم میبینم.مثل لذت نبردن از زندگی و بی خوابی و ....واقعا نمیدونم چیکار کنم..اگه میشه کمک کنید..با تشکر..
پاسخ : افسردگي قابل درمان است. بهتر است هر چه زودتر به روانپزشك مراجعه كنيد. اگر نياز باشد مشاوره روانشناسي هم انجام ميشود.  [ 1392-02-03 11:34:13 ]
سوال : با سلام.من خانمي 29 ساله.نزديك 5سال است ازدواج كردم.ولي هنوز در مورد ازدواجم ترديد دارم .براي همين از بچه دار شدن هم مي ترسم.نه اززندگي كه دارم راضي هستم چون بنظرم من شانس داشتن زندگي بهتر را داشتم چون از همه لحاظ از همسرم بالاتر هستم مخصوصا ظاهر و نه جرايت جدا شدن را دارم. براي همين دچار اضطرابم و همش دلشوره دارم.چكار كنم؟امكان مراجعه به روانشناس را هم ندارم.
پاسخ : پاسخ داده شد  [ 1392-02-03 11:30:59 ]
سوال : با سلام.من 29 سالمه.نزديك به4.5سال است ازدواج كردم ولي هنوز در مورد ازدواج ترديد دارم چون از همه لحاظ مخصوصا از لحاظ ظاهري از شوهرم سرترم.همش فكر مي كنم مي توانستم با كسي بهتر ازدواج مي كردم.براي همين در مورد بچه دار شدن هم مي ترسم.جرائت جداشدن هم ندارم خيلي دلشوره دارم كه زندگيم چه مي شود؟و اين را بگويم كه اومرا خيلي دوست دارد.چطور اين دلشوره را ازبين ببرم چون احساس ميكنم نه راه پيشي دارم نه راه پسي؟امكان رفتن به مشاوره هم ندارم
پاسخ : ترديد براي قبل از ازدواج است تا با شناخت بيشتر تصميم قاطعي بگيريد وقتي ازدواج كرديد يعني اين تعهد و صميميت را پذيرفتيد و براي نگهداري و رشد آن بايد تلاش كنيد.و افكاري مثل اينكه كدامتان سرتر هستيد يا با كس ديگر ازدواج ميكرديد بهتر بود قابل قبول نيست. البته با اين ترديد بهتر است فعلا بچه دار نشويد. و براي بهبود ارتباط خود با هم مشاركت و تلاش داشته باشيد.  [ 1392-02-03 11:27:49 ]
سوال : با عرض سلام و خسته نباشید خانم دکتر تورخدا سریع تر جوابم را بدهید از استرس مردم دوروزه دارم دارو مصرف می کنم ولی هنوز افکار مزاحم باهامه به شدت داره اذیتم می کنه .دیوانه ام کرده . تورخدا چیکار کنم کی افکار مزاحم از ذهنم بیرون میره تورخدا بگید.
پاسخ : همانطور كه قبلا هم گفتم تاثير دارو به اين زودي نيست. با اينحال دارو را بايد ادامه دهيد مشكلي ايجاد نميكند. و درمانهاي روانشناختي را هم فراموش نكنيد.  [ 1392-02-03 11:12:32 ]
سوال : salam khanom doctor khaste nabashid chand roziye khaharm ye dokhtar be donya avorde va man tavajohe ziyadi mikonam az tarafi negarane sagam hastam chon kheyli hasoode mikhastam rahnemayi konid chejor az afsordegiye sagam jologiri konam ?
پاسخ : تبريك ميگم خاله شدي.بله اين غريزه حسادت مثل اين كه در تمام موجودات وجود دارد . به هر حال او هم بايد بپذيزد كه شما مسئوليتهاي ديگري هم داريد اما در عين حال از او هم غافل نيستيد و به نيازهاي او هم توجه ميكنيد.  [ 1392-02-03 11:08:24 ]
سوال : پسري هستم 22 ساله ، از خانواده اي با تربيت قديمي و روستايي ، عاشق دختر دايي ام هستم،خودمون ميدونيم براي ما زوده ، شايد بگين ازدواج فاميلي خوب نيست ولي با شرايط اخلاقي من و خانوادم فكر كنم بهترين نوع ازدواج براي من همينه ، اين اواخر براي دختر خاله ام كه در روستا زندگي ميكند خواستگار اومده ، مادرم به خاطر علاقه اي كه به اون داره همش ميخاد مجبورم كنه كه با اون ازدواج كنم به همين خاطر ما عشقمون رو به خانوادمون گفتيم كه يجورايي بيخيال اون موضوع شدن.ولي حالا داريم فكر ميكنيم كه كاملا عاشق هم نيستيم و از اون بخشي كه جز اصليمونه خوشمون نمياد.اون از خجالت من و من از چاقي اون.و همش به هم سر كوفت ميزنيم
پاسخ : اينكه حالا عيبهاي همديگر را هم ميبينيد علامت خوبيه. نشان ميدهد كه عشق كورتان نكرده و در كنار احساس از عقل و منطقتان هم براي انتخاب استفاده ميكنيد.در ازدواج بعد از داشتن احساس خوب و مثبت در بقيه معيارهاي اصلي و اساسي هم بايد هماهنگي و توافق وجود داشته باشد.فراموش نكنيد كه يكي از پيش بيني كننده هاي ازدواج موفق كيفيت رابطه قبل از ازدواج است.  [ 1391-11-28 11:34:39 ]
سوال : ببخشيد اگه طولانيه باقيش جا نشد ميگفتم همش به هم سركوفت ميزنيم تازه داره فكر ميكنه من ازش به عنوان يه بهانه استفاده كردم لطفا راهنماييمون كنيد با رابطمون چي كار كنيم؟
پاسخ : پاسخ در سوال قبلي  [ 1391-11-28 11:16:57 ]
سوال : به نام خدا با عرض سلام و ادب سوال من در مورد علت لرزش صدا و کم آوردن اکسیژن در هنگام صحبت در جمع میباشد من به علت داشتن مزاحم تلفنی و ترس از جواب دادن به تلفن بعضی از مواقع که در کانون توجه قرار بگیرم و از من خواسته شود با تلفن صحبت کنم تپش فلب شدید میگیرم و بعضی مواقع با لرزش صدای شدید و کم آوردن نفس مواجه میشوم که با مصرف ایندرال تا حدی این مشکل من مرتفع میشود این حمله عصبی زمانیکه در جمع بخواهم موضوع طولانی را شزح دهم نیز اتفاق می افتد اگر محبت کنید و علت را بفرمایید ممنون میشوم و همچنین روش درمان را نیز بفرمایید با تشکر
پاسخ : اين حالت ميتواند ناشي از اختلال اضطراب اجتماعي باشد كه درمانهاي دارويي و غير دارويي براي رفع اين اختلال وجود دارد.دارو زير نظر روانپزشك استفاده ميشود و درمانهاي ديگر شامل رفتار درماني و شناخت درماني است كه زير نظر روانپزشك و روانشناس باليني صورت ميگيرد.  [ 1391-11-28 11:08:02 ]
سوال : سلام دکتر.من همزمان دردگوش-گلو-قفسه سینه-دندان واحساس چیزی درگلوم وخستگی شدیدی که از ظهرشروع میشه رودارم.که از 6ماه پیش شروع شدن این دردها.به همه دکتری مراجعه کردم ولی هیچ دکتری علل دردهام رونمیدونه.یک بارآندوسکپی شدم که معدم خیلی اسیدترشوع میکنه.ظهر که بی حال میشم ورزش میکنم دردهام به طورقابل توجه ای کم میشن.اگه ورزش نکنم هروز- اینه یه مرده بی حال میشم.جدیدا خیلی به صداها حساس شدم.به پرحرفی آدمها- صداها میرن تو گوشم و عصبی میشم.شغل من هم خیلی پر سرو صداست.تو3ماه گذشته3بارهم شب ها بی خودی احساس ترس شدیدکردم. ازبچگی توخواب زیاد حرف میزنم- آیا دردهام به دکتر روان اعصاب مربوط میشن.
پاسخ : بله اگر با بررسيها علت ارگانيكي يافت نشده بايد از نظر روانپزشكي بررسي شود چرا كه در برخي از اختلالت روانپزشكي اين علائم مشاهده ميشود.  [ 1391-11-28 11:02:39 ]
سوال : با سلام دکتر عزیز ترو قرآن کمکم کن دارم دیوونه میشم مشکل من تو تصمیم کیری هست اینکه نمیتونم تصمیم بگیرم وقتی هم که تصمیم میگیرم زود تشیمون میشم مثلا تو لباس خریدن خیلی اوضاع بده اولا نمیدونم از لباسه خوشم میاد یا نه پس تو انتخاب مشکل دارم با وجود اینکه تنها هم نمیرم وقتی هم که میخرم میام خونه کلی پشیمون میشم که چرا خریدمو پولمو دور ریختم خلاصه به دادم برس
پاسخ : اين مشكل ميتواند از مواردي مانند وسواس- عدم اعتماد به نفس -برخي خصوصيات شخصيتي و يا موارد ديگر ناشي شود. كه قابل بررسي و درمان است.  [ 1391-11-28 10:58:50 ]
سوال : باسلام و احترام - من در شش پیش سیتالوپرام استفاده کردام و بعد از حدود 1و نیم سال به علت اینکه می خواستم بچه دار شوم قص هایم را قطع کردم. تا اینکه الان به خاطر سردرد پشت سر به پزشک متخصص جراحی مغز و اعصاب رجوع کردم و ایشان گفتند عصبی است و گفتم من هنوز حالت پرخاشگری دارم و زود عصبانی می شوم و ایشان دوباره سیتالوپرام برام تجویز کردند. الان خیلی نگرانم بعد از استفاده این دارو دوباره به حالت اولم برنگردم . و یک سری حالات و افکار مزاحم و حس بدی به سراغم بیایید. لطفا راهنمایی بفرمایید.
پاسخ : به نظر ميرسد افكار وسواسي هم داشته باشيد در هر حال بهتر است درمان را شروع كنيد اگر با سيتالوپرام نتيجه نگرفتيد با كمك روانپزشك از درمانهاي ديگر استفاده كنيد.  [ 1391-11-28 10:49:45 ]
سوال : باسلام وخسته نباشید من6ماهه بادختری رابطه دارم البته به دور از چشم پدر ومادرم .چون اون دختر پدرش فوت شدن ومادرشون بهشون توجه زیادی نداره تمام درددلاشو با من میکنه وبه من وابسته است.ومن از دختر دیگری خوشم میاد.سوالم اینه باس رابطمو قطع کنم ؟؟ یاتا ازدواجش باهاش باشم؟؟خودم 18سالمه واون دختر17. وتا 2سال دیگه قصد ازدواج ندارم. کمکم کنید.خیلی ممنونن
پاسخ : بهتر است با او صادق باشيد.اگر ارتباط اينچنيني را ادامه دهيد وابستگي بيشتر شده و صدمه بيشتري به او وارد ميكنيد.  [ 1391-11-28 10:46:22 ]
سوال : سلام خانم دکتر. لطفا سوالم رو جواب بدید.می دونم سرتون شلوغه ولی لطفا جوابم رو بدید.
پاسخ : پاسخ داه شد.  [ 1391-11-28 10:43:27 ]
سوال : با سلام. من دختری 19 ساله هستم که از بچگی با پدرم دارای مشکل بودم و از او متنفرم در حالیکه راضی به نابودی او هستم . پدرم از یک خانواده ی بی فرهنگ است که حرف غیر او سرکوب میشود. به روان پزشک های متعددی مراجعه کردم که می گفتند بیمار است و باید دارو مصرف کند اما او زیر بار نمی رفت . پزشک ها به ما می گفتند که متاسفیم نمیشه.در ظاهر او ارام و با شخصیت است .سر قبولی در دندان بین الملل هم قضیه داریم..یه خواهر 10 ساله دارم که هیچ مشکلی نداره.من از او هم متنفرم . مادرم وقتی داد می خوره که از من دفاع کنه.خانوم دکتر عزیز کمکم کنید .اگر میشه هر چه سریعتر به من پاسخ بدید .ممنون.
پاسخ : درست است كه به نظر ميرسد پدر مشكلاتي دارد كه نياز به بررسي و درمان دارد اما شما نيز در حال حاضر نياز به مشاوره حصوري داريد به هر حال به هر دليلي بوده به نظر ميرسد آسيب ديده ايد و نياز به كمك تخصصي داريد.  [ 1391-11-28 10:42:41 ]
سوال : با سلام. یکی از اقوام ما پدرش که 61 سال سن داره، اوایل بیشتر به فکر فرو میرفت، بعد ها وقتی تنها بود با خودش حرف می زد، اوایل خیلی کم بود ولی الان که دو سال بیشتر میشه، جلوی جمع بلند با خودش حرف میزنه. دچار توهم های بسیاری میشه اکثرا نصف شب از خواب بیدار میشه یکی دو ساعت با خودش بلند بلند حرف میزنه، بعضی وقتا هم تا صبح بیخوابی داره. توی خواب حرف میزنه. وقتی که از خواب پامیشه فکر میکنه خونه ی خودش نیست. توی توهم با کسی دعوا میکنه. فکر میکنه که میلیاردها تومن باید بره از یکی بگیره یا یکی میخواد براش بیاره. آخرین دکتری که بردن قرص قوی تری داده و وقتی میخوره عضله هاش شل میشه دکتر،چه پیشنهادی دارید؟
پاسخ : اين علائم نياز به بررسي دارد.تشخيص هاي مختفي مطرح است.ممكن است يك اختلال سايكوتيك باشد احتمال آلزايمر وجود دارد و يا اختلال ارگانيك و جسمي...بر حسب تشخيص درمان صورت مي گيرد.  [ 1391-11-07 11:20:16 ]
سوال : سلام دکتر راستش من یه دخترم که دو روزه رفتم تو 23 سالگی اما باطنا خیلی دلگیرم ، یعنی خیلی احساس دلتنگی می کنم مخصوصا غروبا ، خیلی احساس تنهایی می کنم اما خوب نمیتونم که برم تو خیابونا دنبال یه کسی باشم که منو از تنهایی دربیاره ! راستش یه خواهر بزرگتر از خودمم دارم که باعث شده خیلی از موردایی که فکر میکردم خوب هستنو از دست بدم تا حالا ، خیلی ناامیدم دکتر راستی دکتر به نظر شما اگه یه دختر از یه پسری خوشش بیاد باید بهش بگه یا نه ؟ نمیگم عاشق شدم و از این حرفا اما دو بار پیش اومده که با آدمایی روبرو شدم تو زندگیم که حس کردم میتونن موفق باشنو درواقع بعنوان مرد زندگیم بهشون تکیه کنم
پاسخ : احساس دلتنگي و تنهايي الزاما به معناي اين نيست كه اين مشكل با ازدواج حل ميشود.ممكن است مشكل ديگري هم وجود داشته باشد. بنابراين بهتر است با يك روانشناس يا روانپزشك هم صحبت كنيد.اما من فكر نميكنم اشكالي داشته باشد كه شما احساستون را به كسي ابراز كنيد.  [ 1391-11-07 11:14:22 ]
سوال : با عرض سلام خنمدکتر من مادرم 60 سال سن دارد فقط مشکل بیخوابی وفشار خون دارد که برای فشار خون قرص کاپتوپریل میخورند که شکر خدا فشارشان کنترل است اما دکتر مغز اعصاب قرض کلونازپام تجویز کرده میخواستم ببینم ضرر ندارد این قرض باتوجه به اینکه مادرم مشکل حادی ندارد
پاسخ : استفاده موقت و كوتاه مدت مشكلي ندارد. اما استفاده مداوم آن بخصوص در سن بالا ميتواند مشكلاتي ايجاد كند.  [ 1391-11-07 10:57:56 ]
سوال : با سلام .من دو پسر دارم .پسر بزرگم 7سالشه واکثر وقتا دستش رو توی شلوارش میکنه وقتی میفهمم و دعواش می کنم دستش رو درمیاره ولی باز دوباره همون کارو میکنه.کوچیکه هم 2/5سالشه اونهم بعضی وقتها همین کارو میکنه خواستم منو راهنمایی کنید چکار کنم که اینکارو ترک کنند ؟واینکه این کار براشون خطری نداره؟
پاسخ : به هيچ وجه نبايد دعوا كنيد.بهتر است بطور غير مستقيم حواسش را پرت كنيد و سعي كنيد او را مشغول كار ديگري بكنيد.نه اين كار به خودي خود خطري ندارد.  [ 1391-11-07 10:54:28 ]
سوال : با عرض سلام و ادب/پسری20 ساله هستم.2ساله که پاهام دچار مشکل شدن و هر از گاهی میخورم زمین.خلاصه این موضوع بکلی اعتماد به نفسم رو گرفته و هر روز بدتر میشم.اونقدر خراب که اخیرا هرموقع بیرون می روم استرس عجیبی میگیرم.قلبم تندتند میزنه . در نهایت حالم بهم میخوره.گاهی منجر به افت قند خون میشه و اغلب (اسهال)می گیرم.آیا نیاز به روانپزشک و دارو دارم؟ممنوم
پاسخ : اين موضوع حتما نياز به بررسي دارد.  [ 1391-11-07 10:50:50 ]
  انتخاب صفحه


جهت ارسال سوال میبایست عضو پورتال باشید . برای عضویت‏ اینجا ‏را کلیک کنید ‏.‏

نام كاربري :
كلمه عبور :
سوال :

 
وب سایتهای مرتبط
صفحه اصلي
سوالات پزشکی كاربران
پيام هاي كاربران
گالري عكس
سخنان بزرگان
پيام هفته
رزومه(CV)
English Articles
نکات جالب و خواندنی
نوشته هاي كاربران
آزمونهای شخصیت
مطالب و مقالات
فرم نظر سنجي سايت
جستجوی مطالب
 
 
 
Isfahan University of Medical sciences